دو ماه پيش بود كه به منزل يكي از دوستان معلم در روستاي بند قرا رفته بوديم. به قصد عكاسي. روزي بس به ياد ماندني.
اين پير مرد همخانه او بود و صاحب خانه. ارتباط اين دو بسيار برايمان جالب بود. ارتباطي كاملا دوستانه با اختلاف قريب به ۶۰ سال سن.
پيرمرد تمام دارايي اش تلويزيوني بود كه دخترش برايش از تهران فرستاده بود و ديگري چروا (چروا همان چهارپا ست به گويش كوهسرخي) كه برايش حكم سرمايه يا به قول خودماني تر عصاي دست را داشت. مهمان نواز بود و صميمي. از خاطراتش بريمان گفت. حتي گفت كه نمي دانسته كه كي انقلاب شده و بعد از مدتها فهميده است. مرد خوبي بود......
خدا قوتش دهد...
