
می شود آیا؟
خاطره ای از غم و تنهایی اش را با من تقسیم کند
می شود آیا؟
درد هر روزه اش را برایم بازگو کند.
می تواند آیا؟
در پس هر آوایی دل به آینده دهد.
می تواند آیا؟
که به روی هر مرگی خنده ای مستانه زند.
می تواند آیا؟
که برایم از شادی بگوید؟؟؟
که بتازد در دشت خیال
گمانم نیست….
که دراین دشت پر از سختی و درد
چلچله نغمه ی زیبای رهایی خواند
…………..