تبليغاتX
گل کاکتوس - غزه

 

سلام

 

فردا امتحان دارم و اعصابم حسابی بهم ریخته...

گاهی بعضی خبرها باعث می شه این  قدر بهم بریزم که توان حرف زدن رو هم نداشته باشم. ساعتی هست که منتظرم تا وصل بشم به اینترنت و بنویسم ... نه از سر خود نمایی که از سر تشویش و یا    تکلیف.....

تا به حال واقعه ای این قدر برایم سخت و ناگوار نیامده بود ... حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه و مردم فلسطین برایم دردناک است در حالی که به نظرم انفجار در عتبات عالیات و دیگر مراکز در عراق این قدر برایم سخت و ناگوار نیست و نبوده و حتی نخواهد بود.

دوستی در شب انفجار در سامرا و نجف می گفت امامان معصومی داریم و غصه دار شده بود ...آن شب سکوت کردم ...حسی نداشتم نسبت به مردمی که جز نکبت برای وطنم هیچ نداشته اند و امروز به مدد امریکایی ها شده اند برادر نزدیک تر از جان...........سیاست را درک می کنم ولی پذیرفتنش را نمی توانم.

یادم از دکتر شهید چمران افتاد..کسی که راهش جانش فقط و فقط برای کمک به بشر و مظلوم می نمود. شخصی بزرگ اندیشه و بزرگ پندار که از بزرگی اش خدایش می داند و بس... شخصیتی آزاد که نه در بند سنت های مسموم آین زمانه بود و نه غش مذهبیون امروزی را داشت....

از فلسطینیان می گفتم....نمی شناسمشان ولی امید صبر و امیدواری را دارم برای تک تکشان ..... برای دخترکان بی مادر و مادران بی فرزندشان............

 یا حق......

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در شنبه 10 تیر1385ساعت 0:24 توسط امیر عباس فرمان |