بالاخره اون شب گذشت.
تو این مدت مهدی بهاری فر تنها کسی که در مقابل مقامات دانشگاه برای این بازدید مبارزه کرده بود خیلی زحمت کشید. اصلا من تمام فکرم این بود که بتونم اوضاع رو برای اون بهتر کنم. عباس قاسم زاده هم فکرش مشغول هدایت بچه ها بود و از شدت نگرانی برای مصطفی پا درد گرفته بود.
بالاخره...
اولین کارخانه ای که ازش بازدید کردیم «تکلان توس» بود که محصولات ایران خودرو رو در قسمت ترمز تولید می کرد. وقتی وارد اون سوله شدم اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد ردیف دستگاه های تمام اتوماتیک و cnc هایی بود که شاید مجموعش از چند ده میلیارد هم قیمتش می گذشت. تکنولوژی کاملا آلمانی .حتی استاندارد ها و نقشه ها و پروژه ها هم با هماهنگی با آلمان صورت می گرفت.
سیستم مدیریت پروزه ها هم به عهده خود مدیر عامل و صاحب کارخانه بود. البته موضوع جالب توجه این بود که این شرکت به تازگی توانسته بود سیستم ترمز ABS پراید تولید کنه که در حین بازدید از قیمت تولید و ماشینکاری هیچ صحبتی ازش نشد.
جالب تر از همه مدیریت و چیدمان دستگاه ها و نحوه هدایت زباله ها و روغن های پسماند بود که بشکلی بود که هیچ گونه چربی رو در محیط دستگاه ها نمی دیدی، حتی اطراف و کف هر دستگاه از مواد مشبک مانندی استفاده شده بود که موجب عدم تماس مستقیم کف کفش با روغن می شد.
نحوه تولید هم به گونه ای پیوسته طی یک پروسه چند ماهه بود. در سالنی که ما از آن بازدید کردیم قطعات هیدرولیک ترمز 206و405 و پراید و پیکان رو تولید می کردند.
سوالات و اطلاعات زیادی رو از راهنمای کارخانه گرفتیم . سوالات هر روز که می گذشت بیشتر می شد. و وقت بیشتری رو می طلبید ولی افسوس که هزینه ای که دانشگاه در اختیارمون گذاشته بود به اندازه 30 نفر بود و به خاطر سرشکن شدن هزینه ها از بچه های ساکن مشهد می خواشتیم به خونه هاشون برگردن.
ادامه دارد...