تبليغاتX
گل کاکتوس - درگیری5.........تصادف

اون روز يكي از سخت ترين روزهاي عمرم بود.

 نزديك هاي ظهر بود كه با يكي از دكترهاي متخصص بيمارستان صحبت كرديم ولي صراحتا از مصطفي قطع اميد كرد. سعي كردم از طريق يكي از آشنايان با چندتا از پزشكان معتبر مشهد ارتباط برقرار كنم تا بالاخره با كمك اين آشنا تونستم دكتر ابريشمي را پيدا كنم. قرار شد كه ايشان هم به ملاقات مصطفي بره و نظر كارشناسانشو اعلام كنه.

تا ساعت 8 چند ساعت بيشتر نمونده بود . قرار بود ساعت 8 عمل تخليه چشم انجام بشه. لحظات خفقان آور شده بود ولي كاري از دسمون بر نمي اومد. سرپرست هم تنها كاري كه مي كرد اين بود كه مدام مي گفت من دپرسم. حتي نمي دونست جريان از چه قراره.

ساعت 7.30 بود كه با يكي از بچه ها به موبايل پدر مصطفي زنگ زديم. پدرش گفت ديگه راهي نمونده و علي رغم معاينات فراوان و ديدار با دكتر هاي متفاوت نتيجه نهايي تخليه چشم مصطفي است.

حالي برام نمونده بود. خسته بودم. با اعصاب داغون . كمي پياده راه رفتم.شد ساعت 8 . دوباره به موبايل پدر مصطفي زنگ زدم كه اين بار با شوهرخواهرش صحبت كردم. هيچ كاري نمي شد كرد عمل شروع شده بود.

نزديك هاي صبح بود كه فهميدم يكي از دوستان نزديك مصطفي كه ما از صبح بهش دروغ مي گفتيم نصف شب گذاشته رفته بيمارستان.

از خستگي نزديكي هاي 3 خوابم برد. ساعت 6 بيدار شدم كه برم براي بچه ها صبحانه تهيه كنم. همون موقع بود كه فهميدم عمل مصطفي تا ساعت 3 طول كشيده. پيگير كه شدم فهميدم دكتر ها تمام مدت عمل كه 7 ساعت بوده سعي در نجات چشم مصطفي داشتن كه فايده اي نداشته.

بچه ها باز هم نمي بايست مي فهميدن.

شب قبل چند ساعت بعد از عمل وقتي كه وخامت اوضاع برامون مسجل شده بود و اين كه هيچ عكس العملي از طرف استاد همراه و سرپرست نديدم رفتم تو اتاقشون و در رو بستم . دوتا از بچه هاي ديگه هم بودن كه از ماجرا خبر داشتن. شروع كرديم به خر فهم كردن وخامت مسئله براي آقايون. و اين كه نهايت بي درايتي و نفهمي خودشون رو در اين موضوع نشون دادن.

استادي كه به عنوان ميهمان با ما اومده بود به اشتباه خودش اعتراف كرد و سريعا لباسش رو تن كرد و رفت بيمارستان . اون استاد ديگه هم كه سرپرست بود وقتي ديد كه اوضاع خيلي خرابه رفت بيمارستان.

به هر حال روال براي ما كم كم داشت عادي مي شد.

صبح ها و بعد از ظهر ها هم بازديد داشتيم.

ادامه دارد...     

+ نوشته شده در جمعه 12 خرداد1385ساعت 23:47 توسط امیر عباس فرمان |