تبليغاتX
گل کاکتوس -
در شرایطی که فراوان تر از قارچ های زیبای بهاری برای مؤسسات ظاهراًفرهنگی که عمدتاً به دست گروهی خاص و با اهدافی خاص تر تشکیل می شود، مجوز صادر می کنند و هدفی جز مرید پروری به منظور رسیدن به مطامع سیاسی و باندی خویش در مقاطع و مواقعی خاص ندارند،یک کتاب خانه ی عمومی(کوثر) تعطیل می شود.

     درحالی که روزانه هزاران مجلس وعظ و خطابه و روضه خوانی (حتا به روزهای سرور )در روستاها و شهرهای سراسر کشور برگزار می شود، باید گریست نه در مجالس وعظ ،که در تخلیه و تعطیلی « کتاب خانه ی کوثر » و فقدان جان گداز یکی از کتاب خانه های عمومی شهر که عددشان به تعداد انگشتان یک دست است.

     شهری که قریب به یک صد هزار نفر جمعیت دارد و ترکیب جمعیتش ده هزار دانشجو، 25000 دانش آموز، و هزاران فرهنگی، پزشک، مهندس، تحصیل کرده و کتاب خوان را شامل می گردد؛باید به مسئولین اجرایی شهر و متولیان حوزه ی مسایل فرهنگی دست مریزاد گفت و لوح و تندیس افتخار به آنان هدیه نمود در ناتوانی تأمین اجاره بهای یک کتاب خانه ی عمومی در یکی از محروم ترین و پر جمعیت ترین نقاط شهر.

     کجایند بزرگوارانی که در شعار، نگران تهاجم فرهنگی غرب و کودتای نرم و خزنده هستند ولی در عمل چشم بر مرگ یک ارگانیسم فرهنگی(تعطیلی کتاب خانه) می بندند؟ آیا هنوز برآنند که می توان جامعه را باسخن رانی و موعظه از انحراف ایمن داشت؟

     بدون شک مسئولین محترم شهر می دانند که متولی فرهنگ عمومی و کتاب خانه های شهر تنها اداره ی ارشاد نیست،که امروزه در عداد غریب ترین، مظلوم ترین، فقیر ترین ادارات و فرزند ناتنی به ویژه به سالیان متأخر است. آنان که به دور از شعار زده گی و آگاهانه و دل سوزانه دل در گرو آرامش، آسایش و عمران کشور دارند، می دانند که تساهل وتسامح،سعه ی صدرومدارا، بینش و آگاهی و خردورزی تنها در پناه مطالعه ی مدام به دست می آید و انسان های فکور و دارای بینش نه به ریاکاری و دروغ پردازی تن می دهند و نه خود را می فروشند؛ نه به دشمن خارجی و نه به دوست نمای داخلی.

     کم ترین و کوچک ترین توقع مشروع و معقول عاشقان مطالعه و کتاب و نیز انسان های مصلح و دل سوز واقعی به این شهر و دیار، این است که از متولیان حوزه ی اجرا بخواهند هر چه سریع تر در جهت احیای" کتاب خانه ی کوثر "در محله ی محروم خیابان قائم اقدام نمایند.

     این همه مقدمتاً بدان گفتم تا ماجرایی دردناک را روایت گر شوم : چند روز پیش از این بنا به عادت و علاقه ی دیرین، به کتاب خانه ی امام علی ( ع ) رفتم و در سالن مطالعه ی در حال حاضر به هم ریخته و به انبار کتاب تبدیل شده ،با خرمنی از کتاب های بر روی هم تلنبار شده رو به رو شدم که بسان هیمه و هندوانه و به صورت فلّه ای، روی هم انباشته شده بود. وقتی از مسئول محترم کتاب خانه علت را جویاشدم با حسرتی به غایت غم بار از تعطیلی کتاب خانه اش ( کوثر ) سخن گفت ،به علت تأمین نشدن اجاره بهای آن.

     حسرت خوردم و به دل گریستم از این همه بریز و بپاش هایی که در مناسبت های مختلف سوگ و سرور توسط ادارات،نهادها و یا خیرین و مردمان عادی صورت می گیرد و مدیران و متولیان ذیربط ناتوان باشند در تأمین اجاره بهای یک مرکز فرهنگی انگشت شمار شهر.

     بایدبدانیم که چراغ مکان تعطیل شده بااندک جابه جایی هایی درهمان محدوده،چندین دهه است که روشنایی می بخشد اگر شده با اندک کور سویی حتا.این جا برای کتاب دوستان کاشمر مکانی مقدس است؛محل احداث اولین کتاب خانه ی عمومی کاشمروسلف اداره ی فرهنگ وهنر دیروز وارشاد اسلامی امروز.

     صادقانه بگویم ودردمندانه ،صحبت از بازی با الفاظ ویا احساسات هیچ کس نیست،مسوولین امروزشهربه گوش باشندکه:این طوق افتخار نیست که به گردن شان خودنمایی کند!

     اگر اندکی، فقط اندکی با خود بیندیشیم، می بینیم انسان امروز « حتا افراد بی سواد »، هر آن چه دارد حاصل آموزه های کتاب است و اکنون شهر ما با فقدان کتاب خانه ای رو به روست که نتیجه ی سهل انگاری مسئولین است.

      آیا در این فقدان نباید به سوگ نشست ؟ !

+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 9:48 توسط امیر عباس فرمان |