تبليغاتX
گل کاکتوس - خاطره ها
  سلام

دیروز مثل اینکه روز خاطره ها بوده. چندی از دوستان برام این اس م اس رو که مبناش همین روز بود رو فرستادند که در ادامه ش درخواست اولین خاطره ای که از اونها دارم رو داشتند. من جواب دادم و البته اس م اس اصلی رو برای خودشون و خیلی از دوستان دیگر فرستادم. جواب های جالبی رو گرفتم. انگار خیلی ها تصویری رو از من به ذهن داشتند که اصلا به ذهن من خطور نیم کرد که این وجه مدنظرشون باشه. حالا چندتا از این اظهارنظر ها رو می خوام اینجا ذکر کنم.

 یکی از دوستانم گفت:   -یاد چهره فتوژنیکت! یاد شیرینی های مامانت! و کاشمر!

یکی از دوستان قدیمی و صمیمی گفت: یاد اینکه با مَن مَن کردنت،دهن منو ساف کردی.

یکی دیگه گفت: کوه,کویر,آتش,ماسه و عکس ماه.

یکی از دوستان عزیز دیگه(که ارادت دارم بهش) گفت: یاد کسی که هر وقت پیششم حالم خوبه! (این دوست عزیز اگه دروغ نگم کم کم فیلسوف داره میشه. یک معلم دوست داشتنی که عشقش به دانش آموزای روستاییش به اندازه تحصیل خودشه)

یکی از دوستان دیگم گفت: موهای بلند و پریشان,بستنی و شکلات,کوه و عکاسی.

یکی گفت: زن ستیزی.

البته دوستانم اینقدر محبت داشتند که من روم نشد همه  لطف اینان رو اینجا بیارم. و بعضی ها هم که فکر می کردم نکته های بیشتری واسه گفتن دارن به یک کلمه اکتفا کردن.

بهر حال گاهی این نوع نظر سنجی شخصی علاوه بر سرگرمی می تونه اطلاعات جالب رو از زوایای فراموش شده ذهن خودمان و البته علائقمان رو به یادمون بیاره. گاهی هم میزان اثرگذاری فعالیت هامون رو دیگران.

+ نوشته شده در شنبه 9 آذر1387ساعت 17:8 توسط امیر عباس فرمان |