تبليغاتX
گل کاکتوس - سپاس
سلام

دیشب که برای دیدن پدربزرگ گرامی می رفتم تصمیم گرفتم پیاده گز کنم،نزدیک به ۴۵دقیقه تو سرما البته با وجود ضعفی که در اثر بیماری اخیر ئاشتم پیاده روی کردم،حس غریب پاییز رو به شدت حس می کردم. سرمای پاییز و زمستان رو خیلی دوست دارم. به این فکر می کردم که از زیبا ترین و لذت بخش ترین احساسات آدمی سپاسگذاریه. سپاسگذاری از خداوند بلندمرتبه تا دوستانی که در مسیر زندگی ما و حتی پیرمرد جوراب فروش کنار خیابان که ما را با لبخندی زیبا مورد عنایت قرار می دهد. شعار نمی دم اینا همه زیبایی هایی است که اگر به چشم بیان و مورد توجه قرار بگیرن می تونن بهترین لذت ها هم بشن.

واسه همین می خوام تشکر کنم. از خدایم که مرا آفرید. به من نعماتی داد که توان شمارش آن را ندارم و حتی توان درک آن را.   از مادرم که مهرش مرا پرود. و از پدرم که صلابتش مرا آموخت. از برادرانی که افتخارات اند برای برادری چون من. از دوستانی که هستند زمانی که باید باشند و تو نمی دانی. از استادانی که چشم من را به آنچه که باید می دیدیم گشودند. از چوپانی که سادگی اش و محبتش به طبیعت مرا دگرگون کرد. از گلی که لبخندی به لبانم نشاند. از خاکی که مرا به خود اورد. از پولی که نباید در اموالم می ماند. از دوربینی که برایم شعر را معنی کرد. از شعری که برایم زندگی را. از نویسنده ای به افکارم جهت داد. و از نوسینده ای که به آن جلا. از پدر بزرگی که غرورم را پرورد و از مادر بزرگی که بخشش را برایم وسعت داد.

اینها مسلما ۱ از ۱۰۰۰ بوده و هست. ای کاش آنقدر ساده و پاک بودم که می توانستم به شمارش یکیایک آنچه در زندگی ام بوده و هست و باید ذکر سپاس از آن صورت گیرد،بپردارم.

التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 13:57 توسط امیر عباس فرمان |