تبليغاتX
گل کاکتوس
سلام
سال نو مبارك
مي دونم كه از ابتداي سال جديد گذشته و تبريك گفتن شايد خيلي متداول نباشه ولي هنوز بهاره. و بهار بهانه همه اين تبريك گفتن ها و نو شدن هاست. اميدوارم كه همه ما در اين سال جديد موفقيت ها و موقعيت هاي خوبي رو داشته باشيم و براي همه آرزوي شادي و سربلندي كنيم.
.سال خوب.اوقات خوب.اتفاقات خوب.و زندگي خوبي را برايتان آرزومندم

،.عيدي ناقابل من به شما يه عكس بيشتر نيست، اميدوارم لذت ببريد.
دانلود كنيد.
+ نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 21:52 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

مطمئنا این فیلم ها دوست ندارند که توسط من روایت بشن. شاید شما هم دوست ندارید از زبان الکن من روایت فیلم های خوب رو بخونید.ولی متاسفانه من این کار رو می کنم.

۱-زندگی دیگران--فیلم آلمانی زندگی دیگران به نظر من از این نظر قابل اعتناست که تاثیر گذاری و تاثیر پذیری افراد را در شرایط خاص اجتماعی سیاسی بر زندگی افراد جامعه بخصوص در یک طبقه اجتماعی تاثیر گذار به چالش می کشد. اعتقادات راسخ افراد به هدف غایی در هر دو جبهه و نیز هنجار شکنی های سیاسی توسط ارائه فعالیت های هنری در این فیلم جایگاه اساسی و ارزشمندی دارند.

روابط عاطفی انسان ها و قوانین خشک بی حس دو تضاد هستند که در کنار هم علاوه بر ایجاد مبارزه، بر گسترش و تعمیق عواطف و نیز شدت گرفتن قوانین و رفتار های سیاسی غیر قابل انعطاف می افزاید.

فیلم به لحاظ بازی های بسیار خوب و روان و داستان یک دست و صریح ما را با خود همراه کرده و با ایجاد حس مشترک بین بیننده و رفتار های عاطفی در دو جبهه ، وضعیتی جذاب را به لحاظ حسی ایجاد می کند. برای من نوع تفکر سالم و بی تکلف نویسنده و شاعر فیلم می تواند الگویی جذاب به حساب بیاید.

پیشنهاد می کنم این فیلم را دو بار ببینید.

۲-ارواح گویا-- فیلم ارواح گویا می تواند روایت گر حکومت هایی سنت گرا و دین مدار مثل کشور خودمان باشد. نظام بسته فکری و تفتیش عقاید که به گونه های متفاوت در چنین حکومت هایی قابل روئت است ،واقعبتی است که امروز هم پی از انقلاب فرانسه قابل مشاهده است. خنوز هستند جوامعی که نیاز به اگانهایی دارند که عقاید مردم را تحت تسلط گرفته و بر رفتار دینی و اجتماعی آنها مسلط شوند.

البته رفتار های دوگانه افراد مذهبی و حاکم در مواجهه با موقعیت های خاص سیاسی و اجتماعی گویای به بن بست رسیدن این نوع حکومت و رفتار و منش مذهبی-سیاسی است.

در مواجهه با رفتار کشیش فیلم می توان همان شعر معروف کتاب معصومه شیرازی را به یاد آورد:

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی/هر لحظه به پای دگری پا بستی/     زن گفت شیخا هر آنچه گفتی هستم/اما تو چنان که می نمایی هستی..........

+ نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 5:6 توسط امیر عباس فرمان |

از زندگانیم گله دارد جوانیم    /    شرمنده زندگانی از این جوانیم.

تو هفته های اخیر فیلم های بس زیبایی رو دیدم که فکر می کنم پیشنهاد دیدنش به دوستانم ارزشمند باشه.

۱-زندگی دیگران

۲-ارواح گویا

۳-سرزمین بهشتی

۴-فریاد مورچه ها(Scream of the Ants)

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 15:31 توسط امیر عباس فرمان |

 

در هزارتوی خیالات مبهم و خاکستری به این می اندیشم که آیا من نیز چنینم؟ که من نیز همین قدر تو خالی و کوچک. نه ...

 

فیلم «درخت گلابی» داریوش مهرجویی رو دیدید؟ اگر ندیدید پیشنهاد می کنم حتما حتما وقتی رو هم برای دیدن این فیلم قرار بدید.

می تونم به جرات بگم بعد از فیلم«خیلی دور خیلی نزدیک» این فیلم یکی از جالب ترین هاست در ذهنم.

نزدیک ترین فیلم از لحاظ فنی و حتی در مواردی محتوایی به فیلم خیلی دور و خیلی نزدیک.......

فیلمبرداری این فیلم مرا به یاد تصویرپردازی های کلاری می اندازد، تکنیکی بی نظیر و کنتراست هایی بی نظیر تر.

گاهی تصاویر به قدری شفاف و رنگی هستند که گویی تصاویر را آینه به نمایش گذارده است و خود در صحنه حضور داری.رنگ تابستان از آن گونه است. دراین موقعیت انگار کودکی را دوباره بازسازی می کنی و خاطراتت رابه اشتراک گذاشته ای...........گاهی هم تصاویر همان قدر سورئال و دور از ذهن می نمایند که ائدئولوژی حاکم بر لحظه ها............

شخصیت پردازی عالی این فیلم یکی دیگر از نکات مثبت اش است. این که صداقت و ایمان را به همراه همان سماجت روستایی در چشمان «شکرالله باغبان» می بینی و شرارت و بی توجهی را در نگاه «میم».

 گم شدن استاد در ذهنیات و تصورات و حتی توهمات یکی از ملموس ترین لحظه های فیلم برایم بود. این که چی می شود اگر نه ؟ چی می شود که اگر نکنی؟  واین که وامدار چه کسی هستی؟

در مسیر  اندیشه ها و تجربیات استاد که گام بر می دارم می توانم شبه خود را نیز ببینم . تجربه خودبیگانگی در موقعیت هایی می تواند یکی از آنها باشد. البته همه را با آن نوجوان به اشتراک نمی گذارم که چه بسا در مکانی بر فراز از او ایستاده ام.

موسیقی نیز کارکرد خودش را دارد نه خیلی شاخص که حواس شنوایی را تحریک کند و نه خیلی منفعل که از وظیفه و راهبرد آن چیزی کم شود ولی در مفام مقایسه با موسیقی فیلمی همچون خیلی دور خیلی نزدیک حرف چندانی برای گفتن ندارد و البته این موضوع رو هم در نظر دارم که فیلم خیلی دور خیلی نزدیک به نظر من از نظر محتوایی وابسته به موسیقی بود.

و در نهایت از شما دوست عزیز نیز منتظر نظر خواهم بود...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 0:20 توسط امیر عباس فرمان |

يك از مسائلي كه بسيار زياد منو به خودش جلب مي كنه تصويره. تصوير عصاره لحظه است  و اين عصاره مي شه عكس. حالا اگه از اين دست تصاوير رو پي درپي ارزيابي كنيم شاهد فيلم هستيم.

 يكي از مسائلي كه در اين وبلاگ قصد دارم بهش بپردازم نقد تصوير و فيلم . سعي مي كنم براي تصاوير از عكي هاي خودم بهره ببرم تا بتونم با كمك نظرات شما سطح ديد و تفكرم رو نسبت به عكس و عكاسي ارتقا بدم.مسئله ديگه نقد فيلمه.البته با توجه به بضاعت  آگاهي.

مطالب ذيل از سايت akkasee آورده شده.اگر کسی از دوستان به این فیلم دسترسی داشت ممنونش می شم من رو هم بی نصیب نذاره..... 

درباره فيلم عکاس جنگ

سايت اختصاصی فيلم www.war-photographer.com

همه لحظاتی که آنجا بودم، می خواستم فرار کنم. نمی دانستم بايد بگذارم و بروم يا اين که به فکر مسئوليت خود و دوربينم در بطن جنگ باشم! (جيمز نچوی)
جيمز نچوی در يکی از بی شمار مناطقی که برای مدتی با جنگ، مرگ، درد، رنج و خشونت دست و پنجه نرم می کرد، به دنبال عکس هايی بود که فکر می کرد بايد چاپ شوند تا همه احساسات موجود در آن لحظات را به مردم نشان دهد. اين فيلم در مورد مرد خجالتی و قهرمانی است که به عنوان يکی از شجاع ترين و خلاق ترين عکاسان جنگ شهرت پيدا کرد.

جوايز فيلم:
_ نامزد جايزه اسكار بهترين مستند بلند 2002
_ جايزه شهر اوزاكای ژاپن 2002
_ جايزه وزارت فرهنگ سوييس 2002
_ جايزه تماشاگران در جشنواره فيلم های مستند آفريقای جنوبی 2002
_ نامزد جايزه آدولف گريم در زمينه اطلاعات و فرهنگ 2003
_ نامزد جايزه بهترين فيلم مستند از بنياد فيلم سوييس 2002
_ نامزد جايزه گريرسون 2002
_ جايزه فونيكس از جشنواره بين المللی فيلم های تلويزيونی كلن 2002
_ جايزه نقدی بهترين فيلم مستند از جشنواره فيلم های مستند گنت، بلژيك 2002


کارگردان و فيلمنامه نويس: کريستين فری
فيلمبردار: پيتر ايندرگ ا ند
تدوين گران: ک . فری ، باربارا مولر
صدا برداران: فلورين ايدن بنز، مارتين ويتز، اينگريد استادلي
نسخه اصلی: انگليسی/ آلمانی، رنگی، 35 ميلیمتری، 96 دقيقه، نوامبر 2001
محصول: كريستين فری فيلم پروداكشن
Christian Frei Filmproduction
Schweizer Fernsehen DRS


يادداشت / ماريا گارسيا

كريستين فری، برای تصويركردن جيمز نچوی، يكی از عكاسان مشهور جنگ همراه با سوژه‌اش به مناطق دوردستی مانند اندونزی و مالزی و مكان‌های آشناتری چون كوزوو و نوار غزه سفر كرد. فری و نچوی از گورهای دسته‌جمعی، خويشاوندان عزادار، و همچنين نظاميان و جنگجويان خشن عكس گرفتند و سعی كردند موقعيت حرفه خطرناك و هولناك خود را روشن كنند. مصاحبه با همكاران نچوی از جمله كريستين امان‌پور و نيز كريستين بروستدت، تصوير فری از اين عكاس خبری خوش‌قريحه را كامل می‌كند.

عكاس جنگ با سكانسی آغاز می‌شود كه طی آن نچوی مشغول عكاسی از دهكده‌ای در حال سوختن است. تنها صدايی كه به گوش مي‌رسد، صدای شعله‌هايی است كه باقی‌مانده اسكلت چوبی خانه‌ها را می‌سوزاند و البته صدای شاتر دوربين. اين نگاهی تاثيرگذار و متفكرانه به عملكرد عكاس در هنگامه جنگ است. مشخصه نيمه اول فيلم، سكانس‌های مشابه و مصاحبه‌های ويژه از جمله مصاحبه‌های كوتاهی است كه در آن‌ها راجع به مسير‌های جديد در كار خود صحبت می‌كند. او كانون توجه خود را معطوف به قربانيان فقر كرده است و در سكانسی تاثيرگذار، از خانواده‌ای عكس مي‌گيرد كه كنار خط راه‌آهن زندگی می‌كنند.

در نيمه دوم فيلم، كنترل فری متناسب با مقدار وقتی كه برای تحليل كردن نچوی توسط خودش، در اختيار او می گذارد، كمتر می‌شود. يكی از فرود‌های فيلم در جايی است كه نچوی توضيح می‌دهد چگونه خشم خود را به طرف كارش «هدايت مي‌كند.» به ندرت پيش مي‌آيد كه فرد خلاق به وضوح در باره كارش صحبت كند (نچوی همان‌قدر كه هنرمند است، خبرنگار نيز هست) اما اين موضوع جای تأسف دارد كه عكاس شبيه يكي از مرشدان نيواِيج به نظر مي‌رسد. شايد او فاصله زيادی با عكاس ناآشنای فيلم رسانه سرد داشته باشد، شخصيتی كه هنگام تماشای عكاس جنگی نمي‌توانيد او را به ياد آوريد، اما تمام چيز‌هايی كه نچوی می‌گويد، مخاطب را متقاعد نمی‌كند كه او قدری از احساساتش دور نشده باشد. در واقع مسلماً اين عدم فاصله، دليلي بر غيرصادقانه‌بودن تصوير او مقابل دوربين است.

فيلم فاقد اطلاعات پايه در قالب خود زندگی‌نامه است. اين‌كه نچوی كجا متولد يا بزرگ شده است، والدينش چه می‌كرده‌اند، اين كه فرزندی دارد يا نه. تمام اين‌ها مخاطب را از شخصيت پيشاپيش مرموز او دورتر می‌سازد. ويژگی‌های خاص نچوی برای مخاطبان عادی غيرقابل درك است در حالی كه اين جزئيات می‌توانست آگاهی بيشتری در پی داشته باشد. تصميم فری برای حذف اين‌ موارد كار اشتباهی بوده ‌است. همچنين ديگر انتخاب‌هايی كه در سبك فيلم صورت گرفته، نيمه دوم آن را خسته‌كننده كرده است. مثلاً عادت فرِی برای معرفی همكاران نچوی و نشان دادن آن ها هنگام كار، پيش از روشن ساختن رابطه‌شان با نچوی يكی از اين موارد است. اين وضعيت روايت را تا مرز انحراف پيش مي‌برد.

عكاس جنگ با وجود زمان 96 دقيقه‌ايش قدری طولاني به نظر می‌رسد. مهم‌ترين دليل اين است كه فری روش‌های واضح و طبيعی برای پايان دادن فيلم را ناديده می‌گيرد. به علاوه او با بی‌اعتمادی به دست‌مايه فيلمش‌ دچار اشتباه می‌شود. عكاسی نچوی ماهيتاً دراماتيك است و فری تا حد فراوانی اين موضوع را به ما نشان می‌دهد. با اين حال او سكانسی طولانی را به نمايشگاه نيويورك و پرداخت رخوت‌آميز آن اختصاص می‌دهد. او به نچوی اجازه می‌دهد در تحسين يا سرزنش، از اين شاخه به آن شاخه بپرد، اما فری از جانب خود در بيشتر قسمت‌های فيلم بی‌تفاوتی معمول مستندسازان را نشان می‌دهد. در عين حال، وقتي ارتباط عاطفي او را در موقعيت‌های خطرناك كنار نچوی مي‌بينيد، اين موضوع واقعاً امتيازی برای فيلم محسوب مي‌شود.

كريستين فري
Christian Frei
متولد 1959 در شونن ورد سوييس. فارغ التحصيل روزنامه نگاري و ارتباطات از دانشگاه فرايبورگ. كارگرداني اولين فيلم در 1981. تهيه كننده و كارگردان مستقل از 1984 تاكنون. اولين فيلم بلند سينمايي او به نام ريكاردو، ميريام و فيدل درباره آرزوهاي يك خانواده براي مهاجرت به آمريكا، در سال 2001 با استقبال زيادي روبه رو شد.

منبع: چشم انداز سينمای مستند سوييس

+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 16:28 توسط امیر عباس فرمان |

 

Frankie Paige (Patricia Arquette) is in her twenties. She works as a hairdresser. She has a  Frankie Paige (Patricia Arquette) is in her twenties. She works as a hairdresser. She has a boyfriend. There are a hundred other girls like Frankie Paige within a mile radius of her apartment.
   But unlike all of them, things happen to Frankie -- terrible things she can’t understand or explain. And though she has tried everything to make them stop, they’re just getting worse. She goes to doctors and psychologists, but even they can’t answer the most important question: why her?
   At the darkest moment of one of her episodes, a chance encounter with a local priest is caught on tape and the frightening implications of the incident drive the Vatican to send their own investigator, Andrew Kiernan (Gabriel Byrne). Confronted with the powerful force that has taken control of Frankie, Kiernan immediately recognizes the true danger she is in and he must search his own soul for the strength to save her life, even if it goes against everything he believessave her life, even if it goes against everything he believes

http://www.stigmata-themovie.com/home.html

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 1:36 توسط امیر عباس فرمان |

The Kingdom of God is Inside you

and all around you

Not in A building so wood and stone

 Split a  peace of wood and i would there

lift stone and you will find me

(((حکومت خدا در درون توست و در هرآنچه در اطرافت است.نه در بناهای سنگی و چوبی.تکه چوبی را به دونیم کن و من آنجا هستم.سنگی را بلند کن و مرا خواهی یافت.)))

 

اینها جملاتی از فیلم stigmata بود که پیام اصلی فیلم را تشکیل می دهند.

سوالاتی که مدتها در ذهنم پاسخ داده نمی شد و برایم گیج کننده بود پاسخش را در این فیلم یافتم.  خیلی ها در رابطه با اینکه ما چرا به جای کندو کاو در مذهب خودمان مدام به دنبال مسائل و احکام تفکر برانگیز ادیان دیگر می رویم  جبهه می گیرند و منطقی را مبنی بر جستجوی سوالات در کامل ترین دین و در نهایت دین خودمان اسلام را پیشنهاد کنند ولی نمی شود جلوی کنجاوی را در رابطه با چیزی که از آن منع می شوی گرفت.

اینکه در اسلام یکی از مبانی "رابطه بی واسطه انسان و خدا" تبیین شده نکته ای ظریف و حساب شده را می رساند که از نکاتی است که بر تکامل این دین تاکید می ورزد. 

  مدتها برایم این مسئله که چرا در مسیحیت اقرار به گناه و یا اجرای جریمه هایی مثل تکرار جملات مقدس می تواند گناه یک مسیحی را در پیشگاه خداوند پاک کند و یا چگونه می شود که پیغمبری به این دانایی گناه دیگرانی را و پیروانش را به این گونه پیش خرید کرده باشد و همه آنچه که در انتظار پیروانش است مقدراتی کاملا محیطی و خالی از قصاص باشد.

شاید برداشت من از انچه که در رسانه ها و آنچه که در دسترسم بوده برای مطالعه سطحی نگراه باشد که در آن صورت از دوستان آگاه تقاضای راهنمایی دارم . ولی این فیلم در جهاتی توانست زوایایی را برایم روشن سازد که تا به حال آنها را ندیده بودم و یا برایم غریب بود.

پیشنهاد می کنم که در صورت دسترسی به این فیلم حتما آن را از دست ندهید. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 18:15 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

راستش مه هنوز مکانی رو برای عکسها تعبیه نکردم و گرنه یه چند تا عکس خوشگل و باحال از این دو بزرگوار که در قسمت نظرات "با هم پیکار می کنند "قرار می دادم تا همه ببینند و حالشو ببرن.

باز هم دستشون درد نکهنه که تو این روزهای اول همکاری می کنند.

آها ...همن الان داشتم فیلم crash رو می دیدم.واقعا عالی بود.

جدالی بر سر هوس.طمع.ترس.پول.قدرت.و عشق....جدالی هر روزه که باعث افول انسانیت می شود و هیچ راهی به جز محبت و دوستی را درمان نمی یابد.

پیشنهاد می کنم این فیلم رو حتما ببینید. از فیلم های شرکت داده شده در اسکار امسال.

گریزی به جامعه روز امریکایی با نژاد پرستی ها و خشونت های خاص خودش که در فرهنگ انسانهایی غریب و غیر امریکایی تاثیر بسزایی میزاره و این سلسله  همین طور پیش میره و کل جامعه رو فرا می گیره و اونجا همه چیز به خوبی منتهی میشه که راه حل رو با محبت چاشنی می کنند .

به نظرم فیلمی منحصر به فرد به رود از کلیشه سازی و یکجانبه نگری صرف.البته حضور کاراکتر های ابرانی که در نهایت به حضوری تروریستیک تبدیل می شود جای تامل دارد.

در تمنای وصال تو یگانه....

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 1:1 توسط امیر عباس فرمان |