تبليغاتX
گل کاکتوس

لطف کردن و برای جلوگیری از گناه سرویس GMAIL رو قطع کردن.
البته شاید کند کردن اما تو این وانفسای اینترنت میشه همون قطع

می دونید مسئله بودن یا نبودن نیست
مسئله کردن یا نکردنه
منظورم حل کردن بود
ببخشید بی معنی ها، ولی این وسط باید دید زور کی زیادتره
خوب اون هم که معلومه
ولی آخه وقتی حق با کسی باشه که نباید از بترسه
البته این حرف هم ماله اینجا ها نیست
حق گرفتنی نیست،باید صبر کنی تا حق رو بهت بدن
والا من از بچگی همیشه منتظر یکی بودم بهم حق بده...

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 13:13 توسط امیر عباس فرمان |

از این جمله خوشم اومد: باید تکرار کرد ، بودن را ، شکفتن را ، عاشق شدن را ، باید برخیزی ، به سوی دگر گشتن قد م نهی ،  بال بال زنی ، به حیرت فرو روی  و ناگاه با رنگین کمان یکی شوی،  باید باید ها را دِرُو کرد .

چشم هام از بس خیره شدم به صفحه مونیتور اشک میاد. بیژن کامکار هم میخونه:«...که زبان از سخن و قصه ز تقریر افتاد...» . دلم هم نمی خواد به هیچی جز همه این کارها عقب افتاده فکر کنم. حتی دلم نمی خواد به لذت دویدن در کوچه ها و رسیدن به پارک خیام فکر کنم. و حتی دیدن فیلم های پر از صحنه ای که بچه ها بهم دادن.
دلم سفر می خواد. یه سفر بی دغدغه. طولانی. شاد. بدون جنگ. با دوستی. با طبیعت.
این عکس یه پارک بسیار زیبا در ژاپنِ:


ضمیمه: کلیپ زندگی بهتر،حتما ببینید.
پانوشت۱: لعنت به رضاخان با این سربازی درست کردنش!
پانوشت۲:به یاد علیرضا.
پانوشت۳:چطور دلتنگی،تبدیل به دلگشادی میشه؟؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه 6 شهریور1389ساعت 22:20 توسط امیر عباس فرمان |

 

 

+ نوشته شده در شنبه 6 شهریور1389ساعت 0:26 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

علیرضا فرمان

یادش.غمش.دلش.هیچ کدوم از یاد نمیره...

پنج شنبه که با بابا رفتیم اصفهان تا برش گردونیم ،هنوز باور نمی کردم که رفته.
شب که رسیدیم بهش هم باور نمی کردم که این عظمت که جلوم تو یخچال دراز کشیده و لوله به تمام تنش وصله علیرضا باشه.
حتی وقتی تنه سنگین بی جانش رو با یاعلی گفتن جابه جا کردم منتظر کمک خودش بودم.
نمی تونستم باور کنم که این علیرضا چند شب پیش باشه.
چقدر اون شب از دستش خندیدیم.همیشه همینطور بود.
امروز هم که با دست خودم و همراهان گذاشتیمش تو خونه ابدیش،باور نمی کردم که علیرضا رفته.


مادرش هم تنها شده....
بعد از عمو،علیرضا خیلی به مادرش وابسته بود و مادرش هم.
فکر نمی کنم کسی ازش خاطره بد داشته باشه ولی اگر هم داره حلالش کنه.

خدایش رحمت کناد

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 30 مرداد1389ساعت 8:24 توسط امیر عباس فرمان |

نمی دونم چند روزه چم شده؟!
با این عکس که چند روز پیش گرفتم خیلی حال می کنم.

 

+ نوشته شده در جمعه 15 مرداد1389ساعت 0:33 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

مدتها بود که سراغ خواجه نرفته بودم. دلم از همه چی پره. اوضاع همه چیز هم خراب. اعصاب هم دیگه تکلیفش معلوم. تفعلی زدم به کتاب خواجه. مثل اینکه حال اشان هم سرجا نبود. واقف و دانا بخ اوضاع حال..........:

دانی که چنگ و عود چه تقریر می​کنندناموس عشق و رونق عشاق می​برندجز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوزگویند رمز عشق مگویید و مشنویدما از برون در شده مغرور صد فریبتشویش وقت پیر مغان می​دهند بازصد ملک دل به نیم نظر می​توان خریدقومی به جد و جهد نهادند وصل دوستفی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهرمی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب پنهان خورید باده که تعزیر می​کنندعیب جوان و سرزنش پیر می​کنندباطل در این خیال که اکسیر می​کنندمشکل حکایتیست که تقریر می​کنندتا خود درون پرده چه تدبیر می​کننداین سالکان نگر که چه با پیر می​کنندخوبان در این معامله تقصیر می​کنندقومی دگر حواله به تقدیر می​کنندکاین کارخانه​ایست که تغییر می​کنندچون نیک بنگری همه تزویر می​کنند

+ نوشته شده در دوشنبه 21 تیر1389ساعت 0:10 توسط امیر عباس فرمان |

-به گزارش مهر، مهراد بذرپاش در مراسم اختتامیه بخش جوان کشاورز جشنواره ملی جوان برتر ایرانی تصریح کرد: ابرقدرت بودن در دنیا تنها به دارا بودن تکنولوژی، فناوری اطلاعات، صنایع موشکی و دفاعی نیست بلکه ایران هم اکنون یک ابرقدرت محسوب می‌شود چرا که هر زمان تلویزیون را روشن می کنیم نامی از ایران برده می‌شود و محافل بین‌المللی بدون دعوت ایران به سرانجام مطلوب نمی‌رسند.

-احمدی نژاد: فرهنگ غنی ایران و مالی پاسخگوی نیاز بشریت است

-مصباح يزدي:::"هنگامی که این مساله مطرح می‌شود عده‌ای می‌گویند مگر می‌شود با مردم مبارزه کرد و با استناد به آیه لااکراه فی الدین، می‌گویند دین برای فشار نیست، بلکه حضرت علی با تازیانه وارد بازار می‌شد و اگر از کسی خلافی سر میزد وی را تازیانه زده و تعزیر می‌کرد."

-«در میانه های مردادماه امسال از قول یک تورگردان اعلام شد 85 درصد تورهای ورودی به ایران تا پایان سال 2009 لغو شده است.»

-حجم بدهی‌های دولت احمدی‌نژاد به نهادهای داخلی و خارجی، به ۱۲۷ میلیارد دلار رسیده است. دولت می‌کوشد با افزایش مالیات اصناف و قطع یارانه بنزین و نان، بدهی‌ها را کنترل کند، اما این تدابیر زمینه‌ساز ناآرامی‌های تازه است.

-

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 16:22 توسط امیر عباس فرمان |

با سلام
هموطنان عزیز لطفا به شماره حساب فلان مبلغ فلان واریزکنید تا بتونیم به این کشور بدبختی که نمی تونه حتی یه چاه نفتی رو کنترل کنه کمک کنیم تا این فاجعه انسانی و جهانی رو برطرف کنیم. متخصصان ما مطمئنا با تجاربی که از کنترل چاه های نفت نوروز و کویت دارند توان کنترل این فاجعه ی جهانی رو دارند. آقای اوباما علی رغم وعده های واهی زیر این فاجعه زائیده.
کسی نیست از اینا بپرسه شما که چاه نفتتون ۱ماهه داره می سوزه و سرمایه ملی داره از بین میره و نمی تونین کنترلش کنین چرا پزعالی میدین؟!
لکه نفتی خلیج مکزیک از سقوط هواپیماهای توپولف روسی که تو این مملکت سقوط می کنند هم با اهمیت تره که روزی چند بار بی کفایتی مقامات امریکایی و انگلیسی رو به رخشون می کشین؟گوش ما هم از این بوق های بلند کر شد بابا.
آخه مسئله جالب اینه که عمیق ترین چاهی که ما داریم در عمق ۳۰۰تا۶۰۰ متر زیر آبه٬ولی در خلیج مکزیک عمق عملیات در ۱.۵کیلومتری زیر سطح دریاست!!! حالا ما با کدوم تجربه تو بوغ کردیم مشکلات آمریکایی ها رو تو اخبار شبکه های رسمی و دولتی و حکومتی مون.
کاش یه کم از حرفای روحانیون توی تلویزیون رو خودشون هم گوش بدن و اینقدر مشکلات ابرقدرت جهان رو اینجوری تو گوش این مردم نخونن.بابا ما گل.بلبل.
بزرگ جلوه دادن مشکلات بزرگترین کشور جهان٬فقط به حقیر تر شدن خودمون کمک می کنه و فرموش کردن گندکاری هامون.
آها من هم از آمریکا پول می گیرم. واسم میریزه به شماره حساب۶۴۰۰۴۴۵۶۱۲۳۳۰با سویفت کد۳۳۸۸۸۷۶. لطفا شما هم به من پول بیدن تا از شما هم حمایت کنم. البته من کشور فروشم و یاد نبود ما می خوایم تا سال آینده رو عطارد کشتی پیاده کنیم!

فیلم:انفجار دهانه چاه توسط مهار غلط مایعات نفتی با آب!
نشد جایی آپلودش کنم. نذاشتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:دیگه دارم روانی می شم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 0:50 توسط امیر عباس فرمان |

باور نمی‌کند دل من مرگ خویش را 
نه نه من این یقین را باور نمی‌کنم 
تا همدم من است نفس‌های زندگی 
من با خیال مرگ دمی سر نمی‌کنم 
آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟ 

آخر چگونه این همه رویای نو نهال 
نگشوده گل هنوز 
ننشسته در بهار 
می پژمرد به جان من و خاک می‌شود ؟ 

در من چه وعده‌هاست 
در من چه هجرهاست 
در من چه دست‌ها به دعا مانده روز و شب 
اینها چه می‌شود ؟ 

آخر چگونه این همه عشاق بی‌شمار 
آواره از دیار 
یک روز بی‌صدا 
در کوره راه‌ها همه خاموش می‌شوند ؟ 

باور کنم که دخترکان سفید بخت 
بی وصل و نامراد 
بالای بامها و کنار دریچه ها 
چشم انتظار یار سیه پوش می‌شوند ؟ 

باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور 
بی آنکه سر کشد گل عصیانی‌اش ز خاک 
باور کنم که دل 
روزی نمی‌تپد 
نفرین بر این دروغ دروغ هراسناک 

پل می‌کشد به ساحل آینده شعر من 
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند 
پیغام من به بوسه لبها و دستها 
پرواز می کند 
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی 
یک ره نظر کننند 

در کاوش پیاپی لبها و دستهاست 
کاین نقش آدمی 
بر لوحه زمان 
جاوید می‌شود 

این ذره ذره گرمی خاموش وار ما 
یک روز بی گمان 
سر می زند جایی و خورشید می‌شود 

تا دوست داری ام 
تا دوست دارمت 
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر 
تا هست در زمانه یکی جان دوستدار 
کی مرگ می‌تواند 
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟ 

بسیار گل که از کف من برده است باد 
اما من غمین 
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم 
من مرگ هیچ عزیزی را 
باور نمی‌کنم 

می ریزد عاقبت 
یک روز برگ من 
یک روز چشم من هم در خواب می شود 
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست 
اما درون باغ 
همواره عطر باور من در هوا پر است 


سیاوش کسرایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 تیر1389ساعت 0:3 توسط امیر عباس فرمان |

بگو آنجا که رفتی شاد هستی ؟! //در آن سوی حیات آزاد هستی ؟!

هوای نوجوانی خاطرت هست ؟! //هنوزم عشق میهن در سرت هست ؟!

کسی دزد شعورت نیست آنجا ؟! //تجاوز به غرورت نیست آنجا ؟!

خبر از گورهای بی نشان هست ؟! //صدای زجه های مردمان هست ؟! .
                                                                                                  هلیا صدیقی


این اضمحلال تا کی ادامه داره؟!
+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 1:30 توسط امیر عباس فرمان |

مطالب قدیمی‌تر