در سوگ کتاب خانه
به زمانه ای که متولیان امور فرهنگ کشور صحبت از نفوذ فرهنگ بیگانه و انقلاب های مخملی، سبز و نارنجی و ... می کنند و شماری از مسئولین اجرایی احساس خطر کرده و مرتب شبکه های رادیویی و تلویزیونی را تقویت کرده و یا راه اندازی می نمایند ؛یکی از مراکز توسعه و نشر فکر و فرهنگ شهرمان ( کتاب خانه ی کوثر ) تعطیل می شود.
زیر درخت ایستادم. با اینکه پشت در بودم و باید برمی گشتم اصلا دلم نمی اومد که هوای به این خوبی رو تو این بعد از ظهر دل انگیز از دست بدم. شیشه آب معدنی که گرفته بودم رو باز کردم و سر کشیدم. واسه لحظاتی چشمام رو بستم. سعی کردم تو شلوغی خیابون فقط صداهای طبیعت رو پیدا کنم. از همون درختی که زیرش ایستاده بودم صدای چند گنجشک رو شنیدم. صدای برگ درختان خیس . واسه من که دوران کودکی و نوجوانیم رو تو یه خونه ی بزرگ و پر درخت گذرونده بودم خیلی دور از ذهن بود که روزی دنبال این صدا ها بگردم. تو این شهر شلوغ جای خیلی چیزا خالیه!
هوا فوق العاده دلچسبه!همین الان بارون قطع شده و با گرمای تابش خورشید یه حال خاصی رو ایجاد می کنه. حس بی نظیری بود. الان هم که کنار پنجره ای که فقط ساختمان ها ازش پیداست نشستم هنوز هوا همون حس رو الغا می کنه.
می خوام بگم که واقعا امروز حس کردم زندم.نفسم رو حس می کنم و تک تک شکر می گم! خوش بحال روزگار! خوش بحال روزگار! می رسد اینک بهار!
به نام خدای سال و روز و ساعت و لحظه ها
سلام
- از سال جدید ایامی گذشت.ایامی که تماما تعطیلات بود و احتمالا سفر. برای من که امسال احس عید نداشت. حس تعطیلات چاق کننده ی پر از خواب آلودگی. البته ۲ نوبت پیاده روی نیم روزه داشتیم که کمی به حال آوردم ولی بازم چنگی به دل نمی زد.
مطلبی خوندم از احمد حلت که می گفت با کاهش دادن ۲۰ دقیقه از هر فعالیت غیر مفید روزانه می توان به جای داشتم سال ۳۶۵ روزه ، سالی ۴۰۰ روزه داشت. و به اندازه ۴۰۰ روز از سال بهره گرفت. البته می دونم که کار مشکلی می تونه باشه ولی به هر حال امیدوارم که همه سالی پر بار داشته باشند. طولش خیلی مهم نیست،عرض زیاد مهمتره!
-تو وبلاگ یکی از عکاسان می خوندم که ۳ سال پیش برای یک جشنواره عکس به ایتالیا رفته و اونجا با یک عکاس امریکایی آشنا می شه. ازش درخواست می کنه که با هم پروژه ای رو برای یک هفته در ایتالیا انجام بدن. ولی عگاس امریکایی می گه من این هفته با کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری امیریکا(مک کین) قرار دارم. این در حالی بوده که چند ماه از انتخاب دوباره بوش می گذشته. ببینید که در اونجا چه طور برنامه ریزی می کنن و حالا ما هنوز تو حرف های هم گره خوردیم.