تبليغاتX
گل کاکتوس

مشت می کوبم بر در

پنچه مي سايم بر پنجره ها

من دچار خفقانم،خفقان!

من به تنگ آمده ام،از همه چيز

بگذاريد هواري بزنم:

-آي!

با شما هستم!

اين در ها را باز كنيد!

من به دنبال فضايي مي گردم.

لب بامي،

سر كوهي ،

دل صحرايي

كه در آنجا نفسي تازه كنم.

آه!

مي خواهم فرياد بلندي بكشم

كه صدايم به شما هم برسد!

من هوارم را سر خواهم داد!

چاره درد مرا بايد اين داد كند

از شما خفته چند!

چه كسي مي آيد با من فرياد كند؟

نوشته شده توسط امیر عباس فرمان در ساعت 14:59 | لینک  |